گفتگو
پبرامون مباحث تئوری معماری و جایگاه مبانی نظری در طراحی معماری شاید یکی
از مهمترین مباحث نظری معماری باشد. از این رو پیرامون ارتباط میان مفهوم
اندیشه به مثابه گام نخست ورود به مباحث نظری معماری و ادراک محیط به مثابه ابزار شناخت ذهن در قالب طرح چند پرسش و پاسخ چند سطری ارایه می گردد. آنچه که در دامه می آید برگرفته ای مختصر از نوشته های حقیر پیرامون موضوع از مباحث دکتر محمود رازجویان در دانشگاه شهید بهشتی است.
ـ جایگاه اندیشه در زندگی کجاست ؟ اندیشه چیست ؟
در بیان تعریفی ساده و صریح از اندیشه با آگاهی از مفهوم دو بعد ذهنی انسان یعنی دانش ( Knowledge ) و هوش ( Intelligence ) می توان چنین گفت که اندیشه (Thinking
) مکانیزمی است خدادادی که به کمک هوش ، دانش انسان را افزایش می دهد.
اندیشه با یاری گرفتن از هوش و با استفاده از تجربه های پیشین ، دانش می
سازد.
ـ انسان ها در درک محیط ، چگونه اند ؟
انسان
ها در تقسیم بندی یونگ از نگاهی در دو گروه اصلی از یکدیگرمجزا می گردند.
انسان ها از نقطه نظر ویژگی های روحی در تعامل با محیط یا درون گرا ( Interovert ) هستند مانند شعرا ، فلاسفه و ... یا برون گرا ( Extrovert
) همانند ریاضیدانان ، فیزیکدانان و ... و در تقسیم بندی دیگری از نقطه
نظر تعامل با محیط اطرافشان به چهار گروه اصلی رده بنی می شوند که عبارت
اند از :
1 ـ افرادی که تعاملشان با محیط اطراف تنها از طریق حواس پنج گانه برقرار می گردد مانند نقاشانی چون ون گوگ، که در اصطلاح به این گروه Sense Orientate اطلاق می گردد.
2 ـ افرادی که از روی احساسات دورنی با محیط بیرون در تعامل هستند مانند شعرا که در اصطلاح به آنان Feeling Orientate گفته می شود.
3 ـ افرادی که اندشیدن و تفکر در تعاملشان با محیط ، نقش اصلی را ایفا می کند که به این گروه Thinking Orientate اطلاق می گردد و
4 ـ افرادی که در تعامل با محیط غیر قابل پیش بینی اند و از همه امکانات و جنبه های گفته شده در بالا بهره می برند.
ـ رابطه منطق ، ادراک محیط و اندیشه چگونه است ؟
در بیان ارتباط منطق و ادراک محیط ، نخست
می بایست بیان داشت که منطق را اجزایی است که منتج به ایجاد یک قضیه می
گردد که این اجزا یا مراحل عبارت اند از : 1 ـ تصور : تصویری است که از
دنیای خارج در ذهن نقش می بندد. 2 ـ تصدیق : کنار هم قرار گرفتن چند تصور
است که در ذهن معنایی را می رساند و 3 ـ قضیه : نتیجه گیری از چند تصدیق است که منجر به حصول یک قضیه می گردد.
آنچه
در این حوزه مهم و به عنوان گام نخست درست اندیشیدن نقش اساسی بازی می کند
، تصور و ساخت تصویرذهنی از محیط است که در ذهن انسان نقش می بندد . این
تصور که در نتیجه ی چگونگیِ ادراک محیط حاصل می شود ، می تواند کلی و یا
جزیی ، روشن یا تاریک باشد. از این رو پرواضح است که اندیشه ، ارتباط
نزدیکی با ادراک محیط دارد. اگر ادراک آدمی از محیط نزدیک به واقعیت باشد
، می توان گفت شرط لازم برای رسیدن به اندیشه صحیح سالم فراهم شده است.
لازم به یادآوری است که درادراک صحیح و کامل از محیط افزون بر حواس پنج گانه ،حس وزن و تعادل ( ثقل ) و حس پیش بینی نیز نقش بازی می کنند.
ـ چه عواملی برسر راه درست اندیشیدن قرار می گیرند ؟
1 ـ بخشی و جزیی نگریستن. ( .( Partialism
2ـ مقیاس زمان ( Time Scale
). در این رابطه می توان گفت این بدان معناست که اندیشه را افزون بر زمان
حال ، در آینده نیز باید دید و بررسی نمود. این بررسی شاید با این پرسش
آغاز می شود که آیا این نوع اندیشه در آینده نیز معنی دار خواهد بود یا
خیر ؟ در آینده نیز مفید خواهد بود یا خیر ؟ چه سرنوشتی را رقم می زند و
آیا شر خواهد شد یا خیر ؟
3 ـ تک بعدی نگریستن به موضوعات ( Tunnel Vision).
نگاه تک بعدی به مسایل و جهت دادن ارادی به اندشه است که بر درست اندیشیدن
می تواند اثرات منفی داشته باشد. شایان اشاره است که انیشتین ، مارکس ،
داروین و فروید ، چهار اندیشمندی هستند که گفته می شود در اندیشه هایشان
تک بعدی به مسایل نگریسته اند.
4
ـ خطای دو قطبی ارسطویی : این گفته که یا این درست است یا آن ، بی شک یکی
از مهمترین اشتباهات در راه درست اندیشدن است . شایان یاد آوری است که در
مسایل گوناگون هم این می تواند درست باشد و هم آن.
5
ـ برخی ویژگی های شخصی و شخصیتی همانند خود بینی و غرور ، زود بسندگی ، دل
بستن به اندیشه آغازین و عدم انعطاف پذیری و دست کشیدن از اشتباهات ،
اغراق در رفتار و و خود بزرگ بینی ، رضایت از خویشتن واعتماد به نفس کاذب.
این گونه موارد را می تواند تحت عنوان رابطه اندیشه با شخصیت ، واکاوی و
بررسی نمود. به طور مثال می توان به صلبیت در
اندیشه آیزنمن اشاره کرد که هیچ چیز جز خودش را نمی پذیرفت و هیچ گزینه ی
دیگری را صحیح نمی دانست و در آخر توسط یهودیان آمریکایی کشته می شود.
ـ معیارهای سنجش درستی و نادرستی یک اندیشه ، کدامند ؟
در
معرفی معیار جهت سنجش درستی و یا نادرستی اندیشه ، می توان ویژگی هایی را
که برای یک اندیشه کامل یا بهتر بگوییم اندیشه تمام ، عنوان نموده اند ،
به عنوان ملاک داوری قرار داد. برخی از این ویژگی ها در زیر می آیند.
اندیشه تمام و کامل اندیشه ایست که :
1 ـ تکلیف متغیرهای زمینه ای را در بروز آن اندیشه بیان کند.
2 ـ اعتبار بیرونی داشته باشد. منظور از اعتبار بیرونی پاسخی است که به پرسشِ چرا این اندیشه ؟ ، داده می شود.
3 ـ تجلی بیرونی این اندیشه ، نمود داشته باشد.
4 ـ شرایط زمینه ای که این اندیشه در آن پدید آمده است ، مشخص باشد.
5 ـ فاکتورهای مداخله گری که در این اندیشه تقش بازی کرده اند ، بیان شوند.
6 ـ نتیجه این اندیشه ، مشخص باشد. ( چگونگی تعامل مردم با این اندیشه قابل بررسی و مشاهده باشد. )
در
انتها می توان بیان داشت اندیشه تمام شده و به انتها رسیده که دارای شرایط
بالا است را می توان به عنوان یک اندیشه علمی مطرح نمود و پذیرفت.