سانتیاگو کالاتراوا ، شخصیتی که بیشتر به واسطه فعالیتهای معماری اش
شهرت یافته است ، به هنر به عنوان انگیزه و محرکی برای خلق آثارش می نگرد
. شیفتگی و تمایل وی به هنر در طی سالها را می توان در تعداد مبهوت کننده
طراحی ها و مجسمه هایش تا به امروز ، درک کرد .در طی ۲۰ سال گذشته ، وی
بیش از
۶۵۰۰۰ اسکیس و طراحی در آرشیوش جمع آوری کرده است .


اسکیس و طراحی کالاتراوا
کالاتراوا بیان می کند که گوناگونی و تنوع در طراحی هایش منعکس کننده
اهمیتی است که وی به هر جزء می دهد ، به گونه ای که حتی اندازه و کیفیت
کاغذ ، ایجاد کننده یک گفتگو میان خود و طراحی است .کتاب Santiago Calatrava Artworks یا
آثار هنری کالاتراوا ، دربرگیرنده حدود ۲۰۰ اسکیس ، آبرنگ و ترسیمات مجسمه
هایی می باشد که وی آنها را مبنای طرحهای معماری اش قرار داده است .
بسیاری از موضوعات و فرم های ارایه شده توسط او در این سطح ، به مجسمه
هایی تبدیل شده اند که منبع الهامی برای پلها ، ایستگاه های قطار ،
فرودگاه ها ، موزه ها و حتی میزهای غذاخوری بوده اند .اسکیسهای اولیه
کالاتراوا چندان حال و هوای معماری را ندارند ، تنها در مراحل اصلی
طراحیست که واقع گرایی این اسکیس ها نمود می یابد . به هر حال وی از همان
ابتدا که به دنبال بیانی هنری است ، نوع تفکر واقع بینی را نیز کنار نمی
گذارد . همچنین کالاتراوا چندین هزار طراحی از بدن انسان دارد که اکثر
آنها بدون آنکه از روی مدلی خاص کشیده شده باشند ، تصوری ترسیم شده اند .
شیفتگی شدید او به این زمینه در پرتره ها ، پیکرهای فردی و جمعی و پیکره
هایی که تکامل یافته و در یک پروسه طراحی معماری دخیل شده اند ، بازتاب می
یابد.
تعدادی دیگر از طرحهای وی شامل مجاورتی از مکعب ها و بدن انسان در حالت
های مختلف هستند . برجسته ترین این نوع آثار ، تنشی پویاست که در نزدیک
شدن پیکر یک دونده و تعدادی مکعب حاصل شده است . کالاتراوا خود را یک طراح
نمی داند .طراحی با کارش آمیخته شده و آنرا راهی دیگر برای کسب پتانسیل
ایده هایی بر می شمرد که او را مجذوب می کنند .

< مجاورتی از مکعب ها و بدن انسان
میزهای او از پویاترین طرح های مبلمان هستند . تعداد قابل ملاحظه ای از
اسکیس ها ، نمونه های اولیه و میزهای ساخته شده وی بر پایه پیکر انسانی
است که زانوها ، بازوان و یا سر ، شیشه ای را در بالا تحمل می کنند .این
ترسیمات در واقع مجسمه هایی هستند که با سطح صافی که بر روی آنها قرار
گرفته تغییر شکل عملکردی یافته اند ، به گونه ای که به جزئی اصلی از کل
فرم تبدیل شده اند .


<^ طرح های مبلمان
طرح ها و مجسمه های او را می بایست به عنوان کارهایی هنری در اصالت
خودیش نگریست . در عین حال ، در اولین گام ها از پروسه خلاقیت کالاتراوا ،
آنها یک لابراتوار یا فضایی برای رشد و جهت گیری کانسپت ها شکل می دهند ،
تا وسیله ای شود برای روح بخشیدن به افکار و تجزیه وترکیب فرمها . این
لابراتوار مخزنی را از ایده های گوناگون فراهم می آورد که از گفتگوی با
طبیعت و با فرمهای آشکار در تاریخ هنر و معماری [ ؟ ]ناشی می شود . در
اینجا خاطرات گذشته با تصوراتی از دنیای آینده آمیخته می شوند – ترکیبی از
علم مهندسی ، ریاضیات ، طراحی به خودی خود و پاسخ سازه بویژه به نیازهای
عملکردی.در معماری سوق داد…[۱]

< طرح اولیه پلان satolas
کالا تراوا می گوید: گاهی ترکیب های هنری ساده ایجاد می کنم که اگر دوست دارید نام ان را مجسمه بگذارید.
او قبل از ارایه طرح معماری اول مجسمه ای از ان می سازد. او اعتقاد
دارد هنر قرن بیستم به ندرت تحت تاثیر مارکسیست قرار گرفته است و معمار
هنگام ساخت و ساز احساس ازادی بیشتری می کند. در اصل معمار ریس است و
مهندس سازه برای او کار می کند. این معمار رهرو معماران بزرگی
چون:نروی-میلارت-تروجا-کاندلا می باشد تا تعادلی بین معیار عملی کار و
سرعت در شکل دهی به سازه های جدید باشد. وی مهندسی را هنر امکان پذیر می
داند وشکل های جدید را بر اساس دانش فنی که هنوز تکنیکی نشده است جستجو می
کند.
یکی دیگر از ویرگی های کارهای کالاتراوا استفاده از عنصر حرکت می باشد
که همین علاقه باعث ساخت عناصری از معماری است که باز گوی حس حرکت می باشد
.از جمله پل ها و ایستگاه های مترو…
او از اشکال چشم و ابرو در کارهایش به وفور استفاده می کند.و اعتقاد
دارد چشم ابزار اصلی معمار است و بر این امر تاکید دارد که به منظور طراحی
های شهری باید از سایت استفاده ی بهینه کرد. مثلا برای طراحی ایستگاه هوفن
از دایناسور و در ساتولاس از چشم ایده گرفته است.
از جمله طراحی ایستگاه های او:
- راه آهن لیچ ۱۹۹۶
- اورینت پرتغال ۱۹۹۳
- هوفن۱۹۹۰
- ساتولاس ۱۹۸۹
- مدولار لندن ۱۹۹۲
- آتن ۲۰۰۴

< [Stadelhofen Station[2
