آثار كالاتراوا-موزه میلواکی

موزه هنر میلواکی
نوآوری معمارانه موزه هنر میلواکی در ابتدای قرن بیست و یکم با نوآوری قصر بلورین اثر جوزف پاکستن در قرن نوزدهم قابل مقایسه است. این بنا نیز همچون تندیسی زیبا و هنرمندانه در محیط اطراف خود می درخشد.
مشخصات ساختمان MAM
معمار : سانتیاگو کالاتراوا
مکان : میلواکی ، ویسکانسن ، ایالات متحده
تاریخ ساخت : سال 1994 تا 2001 میلادی
مساحت کل ساختمان : 13هزار متر مربع
طول بنا : 149 متر
بیشترین عرض بنا : 43 متر
حداکثر ارتفاع بنا : 3/11 متر
هزینه اجرای پروژه : بیش از 100 میلیون دلار

منبع :FreeClup.com

ادامه نوشته

تعریف معماری ایرانی از زبان سه نسل

مرحوم استاد محمد کریم پیرنیا

- نادر اردلان

- داراب دیبا

- مرحوم سید هادی میرمیران

سوال:اگر بنا بود از میان آثار ارزشمند تاریخ معماری ایران آثاری را به عنوان معرف تمام عیارهنر معماری ایران برگزینید،کدام آثار را انتخاب می کردید؟

-پیرنیا:در هر کدام از شش شیوه ی تاریخ معماری ایرانی یک شاهکار هست.اما به یاد می آورم که مرحوم مهندس فروغی تعریف می کردکه یک بار در بوزار پاریس مسابقه ای برگزارکردند و از همه پرسیدند که اگر بخواهید خوش تناسب ترین ساختمان جهان را معرفی کنید،چه بنایی را انتخاب می کنید؟که گنبد قابوس برنده شده بود.باید هم میشد،چون حتی کسانی مثل پسران چنگیز هم گفته بودند"این بنا را خراب نکنید،بگذارید باقی بماند تا معلوم شود ما چه چیزهایی را خراب کردیم."
و در واقع این بنا بدون هیچگونه تزئین ،گچبری و ... مظهر تناسب و زیبایی است.
از دیگر شاهکارهای معماری ایرانی نیز می توان به گنبد سلطانیه که البته مجموعه ی کاملی بوده و حالا دیگر نیست اشاره کرد.ساختمان های دوره صفوی مثل کاروانسرای مادر شاه،مدرسه مادر شاه(مدرسه چهار باغ)،بازارچه بلند و همچنین باغ سازی ایرانی نیز در معماری ایرانی متمایز می باشند.

ادامه نوشته

معماری به روش لیبسکین

منبع: http://www.daniel-libeskind.com

کارهای جدید لیبسکین

منبع:http://www.daniel-libeskind.com

یورگن مایر


  

یورگن مایر، معمار  آلمانی، استاد دانشگاه  و مدیر گروه معماری Jmayer< span>H< span>، دفتر کار وی در برلین واقع است. یکی از پروژه های آنان طرح توسعه پلازای "انکارناسیون" واقع در "سویـلا"ی اسپانیاست که سازه ای ارگانیک همانند یـک قارچ را داراست و شامل فضاهایـی چون فروشگاه ها، رستوران و بار است.این بنا به عنوان نـماد شهری "سـویـلا"در دوران معـاصـر مـحسـوب مـیشـود

یورگن مایر - معمار  - JmayerH    یورگن مایر - معمار  - JmayerH

 یورگن مایر - معمار  - JmayerH    یورگن مایر - معمار  - JmayerH

یورگن مایر - معمار  - JmayerH   

یورگن مایر - معمار  - JmayerH

یورگن مایر - معمار  - JmayerH    یورگن مایر - معمار  - JmayerH

 

ادامه نوشته

کوروش فرزامی، طراح سردر دانشگاه تهران درگذشت

 

کوروش فرزامی، طراح سردر دانشگاه تهران درگذشت

 

کوروش فرزامی طراح سر در به یادماندنی دانشگاه تهران ‌در سن73سالگی به دیار حق شتافت.

به گزارش خبرنگار واحد مرکزی خبر ؛‌ وی فارغ التحصیل1343از دانشگاه تهران و از برجسته ترین معماران معاصر کشور بود که سر در دانشگاه تهران را همزمان با فارغ التحصیلی طراحی و اجرا کرد.

این سردر بر روی اسکناس های پنجاه تومانی نمادی از مرکز علم و دانش کشور و برای بسیاری از گردشگران تداعی کننده تهران است.

سر در قبلی دانشگاه تهران پس از26سال جای خود را به این سر در نمادین داد.

در آن سال به دستور ریاست وقت دانشگاه طرحی در میان دانشجویان به مسابقه گذاشته شد؛ ازمیان طرح های رسیده طرح دانشجویی به نام کورش فرزامی از دانشکده هنرهای زیبا به عنوان طرح برتر برگزیده شد.

طرح سر در اصلی دانشگاه تهران الهام گرفته از تصویر خیالی دو پرنده است که بال هایشان را برای اوج گرفتن و برخاستن از زمین بازکرده و علم و دانش به دوبال تشبیه شده اند که ورود و خروج از دانشگاه با آن ممکن است.

سر در دانشگاه تهران به شماره2445به عنوان اثر فرهنگی تاریخی در فهرست آثار ملی به ثبت رسیده است.

ساخت مرکز صدا و سیمای شهرهای سنندج و مهاباد، ‌شهرک مسکونی دانشگاه تهران، ‌مجموعه صنعتی صدا و سیما، ‌بیمارستان تهران کلینیک، کارخانه زامیاد، غرفه ایران در نمایشگاه بین المللی اوزاکای ژاپن، ‌غرفه فرانسه در نمایشگاه بین المللی تهران از جمله آثار مهندس و هنرمند فقید کوروش فرزامی است
.

منبع : تابناک

هوشنگ سیحون

هوشنگ سیحون در سال 1299 شمسی در یک خانواده هنرمند در تهران به دنیا آمد و تحصیلات ابتدایی و متوسطه خود را در سال 1319 در تهران به پایان رساند. او از کودکی عشق و علاقه زیادی به نقاشی داشت، بطوری که به گفته خودش از زمانی که ­توانست قلم و زغال به دست بگیرد، نقاشی را آغاز نموده است. به خاطر همین عشق و علاقه زیاد به نقاشی، پس از گرفتن دیپلم درصدد بود تا در رشته ای مطابق با استعدادش ادامه تحصیل دهد، تا اینکه در آن سال، یعنی سال 1319، دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران توسط عده ای از آرشیتکت ها، باستان شناسان و نقاشان فرانسوی و چند نفر از شاگردان کمال الملک تأسیس شد. او با استفاده از این موقعیت، به تحصیل در رشته معماری این دانشکده پرداخت و در سال 1323 با نمره عالی از این رشته فارغ التحصیل شد.

ادامه نوشته

اثر جدید زاها حدید

Zaha Hadid's Petroleum Research Center

بیچاره مهندس سازه این ساختمون که باید چی رو محاسبه کنه !!!!

خوبه زاها حدید تو ایران نیست وگر نه خیلی اتفاقات می افتاد!!!!!!!!!!!

 

ادامه نوشته

پاویون ایتالیا در اکسپو 2010

پاویون ایتالیا در نمایشگاه اکسپو 2010 شانگهای، نگاه های بسیاری را به خود جلب خواهد کرد،

چرا که شهر میلان ایتالیا ، میزبان برگزاری اکسپو  2015  خواهد بود.




این پروژه ، پاویونی را پیشنهاد می کند که مدلی از ساختمان های شهری ایتالی او شهرسازی را در قالب و فرم
 
بازی سنتی "شانگهای"  ارائه می کند.


ادامه نوشته

سانتیاگو کالاتراوا (معمار و هنرمند اسپانیایی)

سانتیاگو کالاتراوا ، شخصیتی که بیشتر به واسطه فعالیتهای معماری اش شهرت یافته است ، به هنر به عنوان انگیزه و محرکی برای خلق آثارش می نگرد . شیفتگی و تمایل وی به هنر در طی سالها را می توان در تعداد مبهوت کننده طراحی ها و مجسمه هایش تا به امروز ، درک کرد .در طی ۲۰ سال گذشته ، وی بیش از ۶۵۰۰۰ اسکیس و طراحی در آرشیوش جمع آوری کرده است .

clip_image015

clip_image017

اسکیس و طراحی کالاتراوا

 

 

کالاتراوا بیان می کند که گوناگونی و تنوع در طراحی هایش منعکس کننده اهمیتی است که وی به هر جزء می دهد ، به گونه ای که حتی اندازه و کیفیت کاغذ ، ایجاد کننده یک گفتگو میان خود و طراحی است .کتاب Santiago Calatrava Artworks یا آثار هنری کالاتراوا ، دربرگیرنده حدود ۲۰۰ اسکیس ، آبرنگ و ترسیمات مجسمه هایی می باشد که وی آنها را مبنای طرحهای معماری اش قرار داده است .

بسیاری از موضوعات و فرم های ارایه شده توسط او در این سطح ، به مجسمه هایی تبدیل شده اند که منبع الهامی برای پلها ، ایستگاه های قطار ، فرودگاه ها ، موزه ها و حتی میزهای غذاخوری بوده اند .اسکیسهای اولیه کالاتراوا چندان حال و هوای معماری را ندارند ، تنها در مراحل اصلی طراحیست که واقع گرایی این اسکیس ها نمود می یابد . به هر حال وی از همان ابتدا که به دنبال بیانی هنری است ، نوع تفکر واقع بینی را نیز کنار نمی گذارد . همچنین کالاتراوا چندین هزار طراحی از بدن انسان دارد که اکثر آنها بدون آنکه از روی مدلی خاص کشیده شده باشند ، تصوری ترسیم شده اند . شیفتگی شدید او به این زمینه در پرتره ها ، پیکرهای فردی و جمعی و پیکره هایی که تکامل یافته و در یک پروسه طراحی معماری دخیل شده اند ، بازتاب می یابد.

تعدادی دیگر از طرحهای وی شامل مجاورتی از مکعب ها و بدن انسان در حالت های مختلف هستند . برجسته ترین این نوع آثار ، تنشی پویاست که در نزدیک شدن پیکر یک دونده و تعدادی مکعب حاصل شده است . کالاتراوا خود را یک طراح نمی داند .طراحی با کارش آمیخته شده و آنرا راهی دیگر برای کسب پتانسیل ایده هایی بر می شمرد که او را مجذوب می کنند .

clip_image019

< مجاورتی از مکعب ها و بدن انسان

 

 

میزهای او از پویاترین طرح های مبلمان هستند . تعداد قابل ملاحظه ای از اسکیس ها ، نمونه های اولیه و میزهای ساخته شده وی بر پایه پیکر انسانی است که زانوها ، بازوان و یا سر ، شیشه ای را در بالا تحمل می کنند .این ترسیمات در واقع مجسمه هایی هستند که با سطح صافی که بر روی آنها قرار گرفته تغییر شکل عملکردی یافته اند ، به گونه ای که به جزئی اصلی از کل فرم تبدیل شده اند .

clip_image021

clip_image023

<^ طرح های مبلمان

 

 

 

 

طرح ها و مجسمه های او را می بایست به عنوان کارهایی هنری در اصالت خودیش نگریست . در عین حال ، در اولین گام ها از پروسه خلاقیت کالاتراوا ، آنها یک لابراتوار یا فضایی برای رشد و جهت گیری کانسپت ها شکل می دهند ، تا وسیله ای شود برای روح بخشیدن به افکار و تجزیه وترکیب فرمها . این لابراتوار مخزنی را از ایده های گوناگون فراهم می آورد که از گفتگوی با طبیعت و با فرمهای آشکار در تاریخ هنر و معماری [ ؟ ]ناشی می شود . در اینجا خاطرات گذشته با تصوراتی از دنیای آینده آمیخته می شوند – ترکیبی از علم مهندسی ، ریاضیات ، طراحی به خودی خود و پاسخ سازه بویژه به نیازهای عملکردی.در معماری سوق داد…[۱]

clip_image025

< طرح اولیه پلان satolas

 

 

 

 

کالا تراوا می گوید: گاهی ترکیب های هنری ساده ایجاد می کنم که اگر دوست دارید نام ان را مجسمه بگذارید.

او قبل از ارایه طرح معماری اول مجسمه ای از ان می سازد. او اعتقاد دارد هنر قرن بیستم به ندرت تحت تاثیر مارکسیست قرار گرفته است و معمار هنگام ساخت و ساز احساس ازادی بیشتری می کند. در اصل معمار ریس است و مهندس سازه برای او کار می کند. این معمار رهرو معماران بزرگی چون:نروی-میلارت-تروجا-کاندلا می باشد تا تعادلی بین معیار عملی کار و سرعت در شکل دهی به سازه های جدید باشد. وی مهندسی را هنر امکان پذیر می داند وشکل های جدید را بر اساس دانش فنی که هنوز تکنیکی نشده است جستجو می کند.

یکی دیگر از ویرگی های کارهای کالاتراوا استفاده از عنصر حرکت می باشد که همین علاقه باعث ساخت عناصری از معماری است که باز گوی حس حرکت می باشد .از جمله پل ها و ایستگاه های مترو…

او از اشکال چشم و ابرو در کارهایش به وفور استفاده می کند.و اعتقاد دارد چشم ابزار اصلی معمار است و بر این امر تاکید دارد که به منظور طراحی های شهری باید از سایت استفاده ی بهینه کرد. مثلا برای طراحی ایستگاه هوفن از دایناسور و در ساتولاس از چشم ایده گرفته است.

از جمله طراحی ایستگاه های او:

- راه آهن لیچ ۱۹۹۶

- اورینت پرتغال ۱۹۹۳

- هوفن۱۹۹۰

- ساتولاس ۱۹۸۹

- مدولار لندن ۱۹۹۲

- آتن ۲۰۰۴

clip_image027

< [Stadelhofen Station[2

 

 

 

 

clip_image029

ادامه نوشته

مرکز آب درمانی و سلامت


Spa & Wellness Center

     مرکز آب درمانی و سلامت

این بنا در داخل هتل مشهور Exedra Nice در شهر Nice  فرانسه واقع شده است و فضایی برای مرکز آب درمانی و سلامت است که شامل استخر، سونا، اتاق ورزش و ... می­باشد. طراحی این قسمت از هتل بر عهده معمار ایتالیایی Simone Micheli بوده است. در این طرح دقت شده است که فضا باعث تسلی خاطر  و راحتی مراجعه کننده باشد، همچنین فضایی رویایی برای آنها بوجود آورد. این بخش در قسمت زیرزمین هتل قرار دارد و مستقل از هتل نیز خدمات خود را ارائه می­دهد. طراحی دیواره­ها و نورپردازی­ها به گونه­ای است که فضا سیالیت خود را حفظ کند.

 

WWW.SIMONEMICHELI.COM

     مرکز آب درمانی و سلامت

     مرکز آب درمانی و سلامت

ادامه نوشته

ریچارمیر، هنر و هنر معماری

Read Together

Richard Meier/ Art & Art Of Architecture

 

     ریچارد میر - هنر و هنر معماری

 

چندی پیش، شخصی از من پرسید، آیا ساختمانی هست که مایل باشی بقیه عمرت را در آن سپری کنی؟ راستی، آن چه جور ساختمانی است؟ پاسخ من موزه بود. گویی کسی حرف­ها و آرزوهای مرا شنید و به آن پاسخ داد. زندگی من، پیوسته با هنر و موزه بوده است. در مجموع، مقوله ارتباط بین هنر و معماری، عمیقترین علایق و دل مشغولی­های مرا شکل داده است. ارجاع متقاطع بین هنر و معماری که اهمیت بسزایی دارد، همیشه مهمترین بخش کار مرا تشکیل داده است.

علاوه بر نمایش آثار هنری فعلی در موزه­ها، معماری با مجموعه ارتباطات بسیار جذابی سر و کار دارد: شکوه شهری، تجربه عمومی، ارتباط بازدیدکنندگان خاص با اشیا، ویژه و منحصر بفرد، ارتباط نور با اشیا و تماشاگران، همچنین ارتباط هنر و فضا با محیط­های عمومی.

امروزه در قرن بیستم، موزه هم با پدیده هنری جدید به عنوان اشیا قابل استفاده و هم با کاربران بسیاری ارتباط دارد. بنابراین موزه می­تواند نمود و ترجمان معماری ناب و اصیلی باشد که ورای فرهنگ، زاده می­شود و  در عین حال، عمیقا به تجربه شخصی بستگی دارد.

من در طراحی موزه، آنچه را اصول رسمی و قاعده حرکت مدرن قلمداد می­کنم، بسط و گسترش می­دهم تا آنجا که تقریبا، زمینه­های نامحدودی برای سرمایه­گذاری به وجود می­آورد.

 آنچه قرن بیستم پدید آورد، توانایی گشودن روزنه­ای به طراحی کلاسیک هماهنگ به گونه­­ای دیگر بود. روح قرن بیستم باعث شد از طریق این روزنه، به آن وارد یا از آن خارج شویم. بنابراین، تجربه بودن در موزه، به معنای سکون و ایستایی نیست؛ بلکه تغییری پیوسته و همیشگی است.

روزنه قرن بیستم از طریق طرح آزاد، نمای آزاد، جداسازی ساختار و دیواره بیرونی، اصول بنیادین حرکت مدرن، امکان جستجوی حجمی جدیدی را بوجود می­آورد؛ چیزی که همچنان به نظر می­رسد بسیاری از امکانات را حفظ کند. من هنوز از فنون شاعرانه مدرنیسم، زیبایی و چند کاربردی بودن فن­آوری تاثیر می­پذیرم مهمترین اصول سازمند من، مربوط به خلوصی است که از بخشی از تمایز ذاتی بین طبیعت و ساخته­های بشر ناشی می­شود. این تمایز، این دو ر ا با ارتباط مکمل، دوباره بهم پیوند می­دهد. من به وضوح، مداخله بشر را در سازمان­دهی زیبایی شناسی محیط می­بینم و همواره، در پی برقراری سیستم منسجم ارزش­های متقابل وابسته و ارتباط هارمونیک بخش­ها هستم. البته منظور من، جداسازی تمام مسائل مربوط به شکل، کابرد و تناسب است.مهمتر از همه اینکه باید پیچیدگی دو جانبه­ای میان این مفهوم، برای یک ساختمان و تجسم فیزیکی آن وجود داشته باشد.

 

من در جستجوی وضوح هستم.

این تحقیق، برای من از طرح آغاز می­شود؛ طرحی که در واقع کلیدی است که گویی اخیرا مورد غفلت قرار گرفته است. این تصویر دو بعدی در بردارنده دستورالعمل­هایی برای شی سه بعدی یعنی ساختمان است. در این هنگام است که ساختمان، گسترش می­یابد.

زمانی که نما به تصویر کشیده می­شود، طرح و برش درباره ایده­های فضایی با معمار صحبت می­کند. ولی طرح، بیان اساسی و متقاعد کننده ایده معماری است به اعتقاد من، ساختمان­ها باید بتوانند صحبت کنند. به کارگیری مجموعه عناصر خاص و درونی ثابت، طی سال­ها کار به من امکان داده است شیوه بیان تکاملی و منسجمثی داشته باشم. این فرآیند که به کمک آن، مجموعه­ای را در بافت شهری و تاریخی گرد آورده­ام و در آن دست برده­ام، بسیار پیچیده و جامع است؛ نوعی پیشرفت منطقی که با توسعه فضا و پیچیدگی کارهای اخیر، توام شده است.

 معماری من، توجه به فضاست؛ البته فضایی دارای نظم و با در نظر گرفتن نور، معیارهای انسانی و فرهنگ معماری؛ نه فضایی بی­تناسب. معماری، حیاتی و جاودان است زیرا انسان را در بر می­گیرد و فضا را توصیف می­کند؛ فضایی که در آن حرکت و زندگی می­کنیم و از آن استفاده می­کنیم. من نیز، با حجم و سطح کار می­کنم؛ شکل­ها را با نور تغییر می­دهم و در ابعاد، نما،حرکت و سکون، تغییراتی بوجود می­آورم.

آلبوم تصاویر مهندس میر میران

01
مهندس میرمیران
02
مهندس میرمیران
03
مهندس میرمیران
04
مهندس میرمیران
05
مهندس میرمیران
06
مهندس میرمیران
07
مهندس میرمیران
08
مهندس میرمیران
ادامه نوشته

لوکوربوزیه





لوکوربوزیه (۲۷ آگوست ۱۹۶۵–۶ اکتبر ۱۸۸۷)، اسم مستعار چارلز ادوارد ژان نرت گریس است. او یک معمار معروف بود که با سبکی که امروزه سبک بین المللی نامیده می شود به همراهی لودویگ میس واندر روهه، والتر گروپیوس و تئو وان داربورگ کار می کرد. او همچنین در طراحی مبلمان دستی داشت.
لوکوربوزیه در لشودفوند (La Chaux-de-Fonds)، شهر کوچکی در شمال غربی سوئیس، در نزدیکی مرز فرانسه متولد شد. لوکوربوزیه علاقه ی زیادی به هنرهای بصری داشت و نزد شخصی به نام چارلز لپلاتنیه، که معلم یک مدرسه ی هنرهای زیبای محلی بود و خود در بوداپست و پاریس درس خوانده بود، به آموختن مبانی هنر پرداخت.
اولین خانه هایی که او طراحی کرد در لشودفوند و متعلق به خود وی بودند، مانند ویلا فالت (Villa Fallet) ویلا شوآب (Villa Schwob) و ویلا ژان نرت (این خانه ی آخر را برای پدر و مادرش ساخته بود). این خانه ها یادآور سبک معماری رایج، منطبق بر طبیعت کوه های بومی در آن منطقه، یعنی رشته کوههای آلپ بودند.
لوکوربوزیه همیشه برای فرار از محدودیت های حاکم در شهرش، به دورتا دور اروپا سفر می کرد. در حدود سال ۱۹۰۷به پاریس رفت. در آنجا در دفتر یک فرانسوی پیشگام تولید بتن تقویت شده، به نام آگوست پرت (August Perret ) کار پیدا کرد. بین اکتبر ۱۹۱۰و مارس ۱۹۱۱برای پیتر بیرنس–معمار و طراح معروف آن زمان–در نزدیکی برلین کار کرد و در آنجا با لودویگ میس واندر روهه ی جوان ملاقات کرد. در آن موقع می توانست آلمانی را بسیار روان و سلیس صحبت کند. هر دوی این تجربه ها تأثیرات زیادی بر زندگی شغلی او در آینده گذاشتند.
لوکوربوزیه، در اواخر سال ۱۹۱۱ به کشورهای بالکان رفت و از یونان و ترکیه نیز دیدن کرد. دفترچه ای از اسکیس های او در این مسافرت، حاوی طرح هایی از معبد پارتنون، به خوبی اثبات کننده ی تأثیرات ارائه شده در کار بعدی او به نام ورس اون آرکیتکچر (Vers Une Architecture) در سال ۱۹۲۳ بود.
او در سال ۱۹۱۶و در سن ۲۹ سالگی برای همیشه به پاریس نقل مکان کرد و در سال ۱۹۲۰، لقب لوکوربوزیه را که اسم پدربزرگ مادری اش بود به عنوان اسم مستعار خود انتخاب کرد.
لوکوربوزیه در طرح های خود بسیار تحت تأثیر فضای کلی شهری و سیستم شهرنشینی منطقه به منطقه بود که به کارش جذابیت بالایی می بخشید. او همچنین عضو انجمن بین المللی معماران مدرن شد.
او یکی از اولین کسانی بود که در زمان خود تأثیر ماشین را، انباشتگی انسان ها بیان کرد! او این مطلب را چنین توضیح می داد که در آینده، شهرها حاوی آپارتمانها و ساختمان های بزرگی خواهند شد که هر کدام به طور مجزا، گویی در کنار بقیه پارک شده اند. تئوری ها و طرح های لوکوربوزیه خصوصا توسط صنف ساختمان سازان کاملا مورد قبول قرار می گرفت، چنان که لوکوربوزیه می گفت: به طور قانونی تمام ساختمان ها باید سفید باشند. و دیگر معماران از این گفته پیروی می کردند و از هر گونه تزئینی به شدت انتقاد می کردند. لوکوربوزیه از ترکیب های بزرگ منظم در شهرها همواره با عبارت های خسته کننده و ناهماهنگ با افراد پیاده در شهر، یاد می کرد. پلان شهری برزیل نیز بر همین ایده های او بنا شده بود.
آخرین آثار لوکوربوزیه بیان کننده ی یک برداشت پیچیده از فشارهای مدرنیته در زمان خود بودند ولی در عین حال طراحی های معماری شهری او دارای حالت استهزا و انتقادگرایانه هستند.

ادامه نوشته

لوئي كان


لوئی کان با پسرش ناتانیل کان


لوئي كان

لوئي كان(1901-1974) يك ماه قبل از مرگش در تهران بود تا به همراه كنزو تانگه بر روي يك پروژه عظيم بينديشند(توسعه شهرسازي محله عباس آباد تهران).او به ايران آمده بود كه محيط را حس كند و احتياجات را قبل از آنكه دست به طرحي بزند،درك كند.
لوئي كان در ميان صحبتهايش گفته بود كه دلش مي خواهد ادعا كند كه در رگهايش مقداري خون ايراني جريان دارد، خوني كه از طرف نسل مادرش كه همجوار ايران در روسيه زندگي كرده است به او رسيده است.
لوئي كان نه در قالب معماري ارگانيك رايت جاي مي گيرد و نه در قالب معماري مدرن لوكوربوزيه و ميس، بلكه وي در پي آن بود كه معماري را، به راهي اساسي، براي خود دوباره تعريف كند.وي شخصيتي طوفاني و متكبر نداشت، يا به بياني ديگر بتهوون عالم معماري نبود و با سادگي فروتنانه اي سخن مي گفت و مي زيست.

لوئي كان به سال 1901 در جزيره "ازل" در استوني كه در آن هنگام جزئي از امپراطوري روسيه بود تولد يافت.پدر او "لئوپلد" كه كارش ساختن شيشه هاي رنگين بود و مادرش "برتا" كه هارپ مي نواخت به سال 1905 به ايالات متحده مهاجرت كردند و در فيلادلفيا ساكن شدند.پدرش مغازه شيريني فروشي كوچكي باز كرد، اما زندگي براي خانواده "كان" مانند بسياري از مهاجرين ديگر در آن زمان، در سرزمين تازه مشكل بود و اين خانواده با گرسنگي بيگانه نبود.
وي از همان اوان جواني در رسم و نقاشي داراي استعداد فوق العاده اي بود و در چندين مسابقه از حريفان خود پيشي گرفت. قبل از آنكه دبيرستان خود را به پايان برساند مي دانست كه در آينده چه رشته اي را دنبال خواهد كرد و با ورود به دانشگاه پنسيلوانيا در رشته معماري آغاز به تحصيل كرد تا آنكه به سال 1924 از دانشكده هنرهاي زيباي اين دانشگاه فارغ التحصيل شد.در مدرسه، وي بيشتر به شيوه "بوزآر" (مدرسه هنرهاي زيباي پاريس) كه شيوه معمول آن زمان در دانشكده هاي هنر و معماري ايالات متحده بود، تعليم يافت.قرينه سازي، فضاهاي بزرگ و حجم هاي هندسي متوازن عواملي بود كه در آن زمان وي را از پيوستن به نهضت هاي در حال توسعه مكاتب مدرن معماري باز داشت.وي به شيوه "بوزآر" به عنوان مقدمه اي براي توصيف روح معماري ، ميانديشيد.وي در رابطه با نقش معمار به عنوان يك هنرمند گفته است: " خلق هنر بر آوردن يك نياز نيست، بلكه آفريدن يك نياز است."

ادامه نوشته