هنر بيزانسي (راونا)
|
هنر بيزانسي (راونا) |
|
گذار هنر مسيحيت آغازين به هنر بيزانسي، نه ناگهاني است نه قطعي و به بيان درست تر، تعريف دقيق آن ميّسر نيست. قابهاي دو لوحي تقريباً همزمان ميکائيل (تصوير 287) و آناستاسيوس (تصوير 288) هر دو آفريده کنده کاران شرقي اند و مي توان آنها را بي هيچ مشکلي در رديف آثار بيزانسي طبقه بندي کرد. ولي ميکائيل همچنان ريشه اي محکم در سنت يوناني – رومي دارد، حال آنکه در قابهاي آناستاسيوس با تأکيد قرون وسطايي بر خود حادثه به جاي شکل ظاهر آن روبرو مي شويم. در اين شيوه اخير که اساساً به خاور نزديک يا فرهنگ سامي تعلق دارد، شکلها به نمادهايي تزييني استحاله يافتند و در جلوي پس زمينه اي کم عمق و غالباً خنثي قرار داده شدند که کمتر يا هيچ اشاره اي به فضاي بصري نمي کند. |
|
|
|
يکي از نقاط عزيمت هنر انتزاعي و نمادين خاور زمين مسيحي شده را مي توان يک نقاشي ديواري دانست که از شهر نظامي و کوچک دورا – اوروپوس بر ساحل غربي رود فرات در قلب بين النهرين باستاني و مرز شرقي امپراتوري به سده دوم تا سوم ميلادي يعني دوره اي که اين مناطق که در اشغال روميان بوده است مربوط مي شود. جزيي که در اينجا در نظر مي گذرد مي تواند تجسم يک خدمتکار و کاهنان کيش فراموش شده و ماقبل مسيحي پارت يا پالمورا (تدمر امروزي) باشد. |
■ راونا |
|
وقتي ويزيگوتها در اوايل سده پنجم به رهبري پادشاهشان آلاريک، ايتاليا را در معرض تهديد حملات خويش قرار دادند، امپراتور هونوريوس، پايتخت امپراتوري تکه تکه اش را به راونا، بندرگاه باستاني روميان بر ساحل درياي آدرياتيک و در 120 کيلومتري جنوب ونيز انتقال داد. در اين شهر که دور تا دورش باتلاق و به همين علت دفاع از آن بسيار آسان بود، قدرت امپراتوري وي تا سال 410 ميلادي يعني سقوط رم به دست آلاريک دوام آورد. هونوريوس در سال 423 ميلادي درگذشت و زمام امور حکومت را خواهر ناتني اش گالاپلاکيديا به دست گرفت. زندگينامه اين زن، يک داستان سراپا خشونت و ماجراجويي است. گالاپلاکيديا در سال 450 ميلادي يعني نزديک به بيست و پنج سال پيش از آنکه آخرين جانشين از ميان جانشينان ناتوان وي به زير آورده شود، فوت کرد. راونا در سال 476 به دست اودواکر افتاد و سرانجام تئودوريک بزرگترين پادشاه گوتها آن را در سال 493 پايتخت پادشاهي اوستروگوتها که بيشتر کشورهاي منطقه بالکان و سراسر ايتاليا را دربر مي گرفت، قرار داد. اهميت اين شهر در دوره تاريخ بسيار کوتاه جانشينان تلخکام او رو به زوال نهاد. ولي در سال 539 ميلادي، بليزاريوس سردار بيزانسي، راونا را براي امپراتور خويش يوستي نيانوس فتح کرد و آن را به سومين و مهم ترين مرحله تاريخيش هدايت کرد. راونا پس از اتحاد دوباره با «امپراتوري» (شرقي) ، «دژ مقدس» بيزانس گرديد و تا دويست سال بعد جاي پايي براي اين امپراتوري در خاک ايتاليا شد؛ پس از اين دوره، متوالياً به دست لمباردها و فرانکها افتاد. شکوفاترين روزگار رفاه و رونفق فرهنگي و اقتصادي راونا سالهاي حکومت يوسني يانوس يعني زماني بود که «شهر ابدي» رم در اثر محاصرات، دست اندازيها و غارتهاي پياپي در آستانه خاموشي کامل قرار داشت. |
|
|
|
291 – آرامگاه گالاپلاكيديا راونا ، 425 – 450 ب م. |
|
|
|
292 – اندرون آرامگاه گالاپلاكيديا |
|
|
|
لوحه رنگي 20. مسيح در هيئت چوپان نيكوكار،موزاييك از ديوار در ورودي آرامگاه گالاپلاكيديا،راونا، حدود 425-450 ب.م |
|
|
|
لوحه رنگي 22. موزاييك كاري مذبح كليساي سانت آپوليناره،در شهر كلاسه،حدود 549.ب.م |
|
تئودوريک در حدود 504 يعني کمي پس از آنکه در راونا مستقر شد، دستور آغاز ساختمان کليساي کاخي مختص خودش را که يک باسيليکاي داراي سه راهروي جانبي بود و به عيسي منجي اهدا شده بود، صادر کرد. در سده نهم، بقاياي حسد قديس آپوليناريس را به اين کليسا انتقال دادند و آن را از نو اهدا کردند، از آن به بعد کليساي سانتاآپوليناره نوو ناميده شده است. تزيينات سرشار موزاييکي ديوارهاي دروني صحن (تصوير 293) در سه منطقه صورت گرفته، که دو منطقه بالايي به روزگار تئودوريک مربوط مي شوند. |
|
293- صحن كليساي سانتا آپوليناره نوو ، راونا، حدد 504 ب م در فاصله بين رديف پنجره هاي زير گنبدي، شبيه سازيهايي از مطرانها و پيامبران مذکور در عهد عتيق ديده مي شود و بالاتر از آنها صحنه هايي از زندگي مسيح و قابهاي تزييني، يک در ميان مجسم شده اند. پايين ترين منطقه با موضوعاتي اصلاً آريوسي يا سياسي تزيين شده بود. تئودوريک و گوتهاي پيروش گرچه مسيحي شدند، ولي آريوسي – پيرو تعاليم اسقف اعظم آريوس – بودند و در نظر کليساي ارتدوکس، رافضي به شمار مي رفتند. پس از تسخير راونا توسط حکام بيزانس، اسقف اعظم انيلوس دستور داد که تمام موزاييکهاي حاوي اشاراتي به تئودوريک يا آيين آريوس برچيده شوند و رديف طولاني قديسان اردتدوکس به جاي آنها کار گذاشته شود، البته ماده ها در يک طرف و نرها در طرف ديگر، چون انيلوس با موضوعات دو رديف بالا مخالفتي نداشت، آنها را سالم رها کرد و موزاييک مورد بحث ما که معجزه قرصهاي نان و ماهيها را نشان مي دهد (لوحه رنگي 21) احتمالاً به سال 500 ميلادي مربوط مي شود. اين موزاييک، تغيير سبک را همچنان که به حواريونش دستور مي دهد ذخيره نان و ماهي افزايش يافته اعجاز آور را در ميان جمعيت انبوه مخاطب موعظه هايش تقسيم کنند، مستقيماً رو به بيننده ايستاده است. هنرمند کوششي براي افزودن جزيياتي بر اين حادثه به خرج نمي دهد، بلکه بيشتر بر جنبه آييني آن و اين واقعيت تأکيد مي کند که مسيح، يا عضو برجسته اين گروه، با ياري گرفتن از قدرت الهي، معجزه مي کند. اصل موضوع معجزه، اين موزاييک را در خارج از حدود زمان و حادثه مزبور قرار مي دهد، زيرا در اين صحنه آنچه اهميت دارد، حضور قدرتي برتر است که لازمه نماياندنش چيزي جز نمايش تغيير ناپذير جنبه رسمي و نامتغير نيست.
لوحه رنگي 21. معجزه قرصهاي نان و ماهيها.موزاييك كاري از ديوار كليساي سانتا آپوليناره نوو،در شهر كلاسه،حدود 504.ب.م
لوحه رنگي 22. موزاييك كاري مذبح كليساي سانت آپوليناره،در شهر كلاسه،حدود 549.ب.م اين داستان با کمترين تعداد پيکره لازم براي روشن ساختن معني بيان شده است و پيکره ها در دو سوي مسيح قرار داده شده اند، به پيش زمينه نزديکتر شده اند و در يک قاب عکس کم عمق گذاشته شده اند که به وسيله پرده اي زرين درست در پشت سر پيکره ها از آنها جدا شده است. محيط منظره، که با وضوح تمام توسط هنرمندي که براي گالايلاکيديا کار مي کرد توصيف شده بود، در اينجا فقط با چند سنگ و بوته نشان داده شده است که پيکره ها را مانند دو پرانتز در خود گرفته و محاصره کرده اند. اشاره پيشين به دنياي مادي يعني آسمان آبي، اين بار جايش را به يک زمينه طلايي خنثي داده است که از اين زمان به بعد رنگ ثابت و رسمي پس زمينه مي شود. بقاياي عمق نمايي پيشين فقط در تجسم پيکره هاي فردي – که همچنان سايه دارند و بخشي از حجم پيشين خود را حفظ کرده اند – ديده مي شود. ولي سايه چينهاي رداي آنها باريکتر شده و به صورت خطوط نازکي درآمده است و به زودي ناپديد خواهد شد.
294 – كليساي سانتا آپوليناره در شهر كلاسه، راونا حدود 533 – 549 ب م عصر راونا با کليساي سانتاآپوليناره در شهر کلاسه به پايان مي رسد، چون موزاييک کاري بزرگ مذبح آن، نقطه اوج تکامل سبک بيزانسي است. جسد قديس آپوليناريس تا سده نهم (يعني زمان انتقالش به راونا، همچنان که پيشتر گفتيم) در اينجا آرميده بود، چون او در شهر کلاسه، شهر بندري راونا، به شهادت رسيده بود. ساختمان کليساي سانتا آپوليناره (تصوير 294) از نوع ساختمانهاي مربوط به معماري مسيحيت آغازين و باسيليکاي سه راهرويي است و نقشه اي تقريباً همانند نقشه کليساي کاخي تئودوريک در راونا دارد. طراحي ويژه مذبح، که ترکيبي از يک اندرون نيمدايره با نمايي چند ضلعي از بيرون است، مختص کليساهاي راوناست و احتمالاً ريشه بيزانسي دارد. نماي بيروني ساختمان به رسم زمانه، ساده و بي تزيين بود. (برج استوانه اي ناقوس کليسا بعدها ساخته شد). تزيين دروني در اين مورد به طاق نصرت و مذبح پشت آن خلاصه مي شود. از اين موزاييکها، آنکه براي تزيين نيم طاق بالاي مذبح ساخته شده (لوحه رنگي 22) احتمالاً در سال 549 ميلادي يعني تاريخ اهداي کليساي مزبور، تکميل شده بوده است. در اين موزاييک، قاب مدور آبي رنگ بزرگي با يک صليب جواهرنشان – نماد تبدل مسيح – ديده مي شود. درست بر بالاي اين قاب، دست خداوند و کبوتر از ميان ابرهايي که با صليب در يک محور قرار گرفته اند ظاهر مي شوند و هر سه با هم، نماد تثليث مي شوند. در دو سوي ابرها پيکره هاي موسي و ايليا که در دوره عيد تبدل عيسي مسيح بر وي ظاهر شده بودند، ظاهر مي شوند؛ در زير اين پيکره ها سه گوسفند – سه حواري که مسيح را تا پاي کوه تبدل همراهي کردند – نمايانده شده اند. پايين تر از آنها، در ميان چمنزارهاي سرسبز پر از درخت، گل، و پرنده، آپوليناريس قديس حامي کليسا با دستاني گشاده ايستاده است و در دو سويش دوازده گوسفند به نشانه دروازه حواري مجسم شده اند و همچنان که در صف منظمي پيش مي روند، قاعده تزييني شگف آوري در پايين ترين بخش نيم طاق مزبور پديد مي آورند. |





با سلام اینجانب کارشناس معماری هستم و با آرزوی موفقیت ورود شما دوست گرامی را به این وبلاگ خوش آمد گفته و امیدوار است تا با پیشنهادات و انتقادات سازنده خود ما را یاری نمایید. ایمیل: memari.modern@gmail.com